محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

171

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ » « 1 » و انجام واجبات نيكو است ، ولى : « وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ » . « 2 » در برابر اين مراتب ارزشى مثبت و آنچه گذشت و ما دربارهء مفهوم اخلاقى خير در قرآن كريم نقل كرديم ، به سادگى مىتوانيم با مراتب ارزش منفى كه قرآن براى نقيض آن مقرر فرموده است ، آشنا شويم . جز اين‌كه نردبان ارزش‌ها با اين دو قائمهء متوازى - حتى در خطوط برجسته و روشن - پايان نمىپذيرد ، چه آنكه اين نردبان سه پايه‌اى است كه اين دو طرف مخالف ، به وسيله حدّ ميانه‌اى باهم مرتبط مىشود ، بدون اين‌كه ادامهء آنها گسسته شود ؛ بنابراين ميان ارزش و ضدّ ارزش ، قرآن كريم بىارزشى را مطرح مىكند ؛ چون بين واجب و حرام جايى براى مباح است . سپس قرآن كريم در بين واجبات نخست واجب مهم‌تر را مشخّص مىكند ، بعد از آن نقش تكليف‌هاى ديگر و سرانجام اعمالى را كه ثواب تصاعدى دارند . چنان‌كه در اعمال حرام ، گناهان كبيره را به ترتيب مىآورد ، سپس گناهان ريز و درشت ديگر را . و هم‌چنين مىبينيم كه قرآن كريم بين دو درجهء از اعمال مباح ، يعنى : ساده و آسان و سپس سخت و دشوار را مشخص مىكند . در اين صورت جا دارد كه ما راجع به چيزهايى پرس‌وجو كنيم كه دقيق‌ترين انديشه و عقولى كه تنوع بيشترى را درك مىكنند ، مىتوانند چيزهاى ديگرى پيدا كنند كه به اين سازمان درجه‌بندى شدهء ارزش‌ها بيفزايند ؟ ! به راستى ما قصد بيهوده‌اى داريم كه مىخواهيم از هر رخنهء ممكنى كه « گوتير » « 3 » رفته ، آگاهى پيدا كنيم كه نسبت به عقل اسلامى كه اين درجه‌بندى را مطرح كرده ، تعبير « عقل حريص به جداسازى » را اطلاق مىكند . و اين مطلب برحسب آنچه اين انديشمند معترف است ،

--> ( 1 ) - شورا ( 42 ) آيهء 43 : اما كسانى كه شكيبايى كنند و طرف را مورد عفو قرار دهند ، اين از كارهاى پرارزش است . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيهء 158 : كسانى كه كار نيك به عنوان اطاعت خدا انجام دهند ، خداوند شاكر و داناست . ( 3 ) - نام يكى از دانشمندان .